منبع اصلی کانون فرهنگی - مذهبی در کشور : حسینیه ی مجازی ـ محفل الاوصیاء

 

داشتم میرفتم رسیدم به چهارراه دیدم تجمع شده با خودم گفتم برم ببینم چی شده ...

از اونهایی هست که رو اسمش قسم میخورن ...

مدارا یعنی گذشتن از کسی بدون اینکه ...


متن بالا بخشهایی بود از نوشته ی یکی از طلبه ها که در وب سایت خویش درج کرده بود ، ما هم برآن شدیم تا این نوشتار را برای شما دوستان نقل کنیم .
شما سروران میتوانید این متن را در قسمت ادامه مطلب مشهاده فرمایید .

به امید آنکه از نظرات شما دوستان بهره مند شویم .


برچسب‌ها: مدارای بی جا, حسین شیرازی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 13:14  توسط حسین جاهدی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و رحمت الله



حضرت آیت الله مکارم شیرازی عمده مشکلات امت اسلام را ناشی از دوری از فرهنگ قرآنی دانست و تاکید کرد که مسلمانان برای گذر از فتنه های آتش افروز باید به قرآن تمسک کنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید در دومین روز از ماه مبارک رمضان، در جلسه درس تفسیر خود که در شبستان امام خمینی(ره) حرم کریمه اهل بیت(ع) برگزار شد، این ماه شریف را ماه قرآن دانست و با بیان این که پیوند بسیار محکمی بین قرآن و ماه رمضان وجود دارد، تصریح کرد: به همین دلیل در این ماه انسان باید بیشتر با قرآن انس بگیرد و به مضامین والای آن عمل کند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به اهمیت قرآن کریم، تصریح کرد: قرآن را باید به وسیله خود قران شناخت، در آیات 15 و 16 سوره مائده تاکید شده است که قرآن نوری از سوی خداوند تبارک و تعالی و کتاب مبین است.

وی با بیان این که تمام زیبایی های عالم انسانیت و فضائل اخلاقی از قرآن کریم سرچشمه می گیرد گفت: اگر انسان می خواهد به خدا نزدیک شود باید از قرآن استفاده کند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفت: در آیه 16 سوره مائده سه اثر برای قرآن ذکر شده است، نخست این که خدا به وسیله قرآن مسیر صلح و آرامش را به روی انسان می گشاید، اگر دنیا می خواهد مسیرش صلح باشد باید قرآنی شود.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که مسائل امروز جهان اسلام و فرو رفتن کشورهای اسلامی در آتش جنگ دل ها را می سوزاند، تصریح کرد: همه اینها ناشی از دوری از قرآن است؛ اگر اینها به قرآن عمل کنند آتش فتنه و نزاع خاموش می شود و قدرت پیدا می کنند.

وی دومین اثر قرآن را خارج کردن انسان از ظلمت و هدایت به سوی نور ارزیابی کرد و یادآورشد: ظلمت شرک، جهل، اختلاف و فساد اخلاقی نتیجه دوری از فرهنگ قرآنی است.

این مرجع تقلید با بیان این که وقتی به قرآن عمل نشود مسلمانان در امواج ظلمت و گمراهی گرفتار می شوند، گفت: قرآن مردم را به صراط مستقیم هدایت می کند و هر گونه زاویه گرفتن از این مسیر سبب انحراف و گمراهی می شود.

وی با تاکید بر این که قرآن کریم راه خروج از فتنه ها را نشان می دهد، اظهار داشت: اگر امت اسلام به آموزه های قرآن عمل کنند تمام فتنه ها خاموش می شود و شعله ور شدن فتنه ها به دلیل پشت کردن به قرآن است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه سخنان خود حضرت علی(ع) را اسوه و الگوی جامع برای بشریت دانست و تصریح کرد: هر خوبی که انسان سراغ آن را می گیرد باید آن را در حضرت علی(ع) جستجو کند و خوشا به حال کسانی که از ایشان در زندگی خود الگو گرفته اند.

حضرت آیت الله مکارم با استناد به حدیثی از حضرت رسول(ص) افزود: دل های انسان ها بر اثر دوری از قرآن و تعالیم آن زنگار می گیرد و برای زدودن این زنگارها به قرآن روی آورد و افزون بر تلاوت آن به مضامین پر معنا و پر محتوای آن عمل کرد.

وی با بیان این که باید حق تلاوت قرآن کریم ادا شود، از ابتکار آستانه مقدسه و برگزاری محفل قرائت قرآن کریم به صورت روزانه در حرم کریمه اهل بیت(ع) قدردانی کرد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی بیان داشت: این گونه جلسات مشت محکمی بر دهان بدخواهان وهابیت تکفیری است و می تواند جوابگوی تبلیغات زشت آنها باشد که می گویند شیعیان به قرآن کاری ندارند.

این مرجع تقلید یادآورشد: در تمام عربستان سعودی جلسه قرآنی با این عظمت برگزار نمی شود، شما وهابی ها که به آموزه های قرآن عمل نمی کنید قرآنی نیستند یا ما؟ شما بنزین روی آتش می ریزید و در کشورهای مختلف برادر کشی راه انداخته اید؟


استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم در پایان تاکید کرد: خوشبختانه ما حافظان و قاریان برجسته بسیای داریم و این پاسخ دندان شکنی به تمام بدخواهان اسلام است.



                                      برکرفته شده از سایت مجمع رضوان


برچسب‌ها: آیت الله العظمی مکارم شیرازی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 21:55  توسط حسین جاهدی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و رحمت الله

 

ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر ( علیه السلام ) :

 

ولادت حضرت علی اکبر ( ع )

 

قال الامام حسین علیه السلام: أشبه الناس خلقا و منطقا و خلقا بر سولک و کنا إذا اشتقنا إلی نبیک نظرنا إلی وجهه.امام حسین فرمودند :علی اکبر علیه السلام شبیه ترین مردم در خلق و خوی و کلام به رسول خدا بود و ما هرگاه مشتاق دیدار رسول خدا می شدیم به چهره علی اکبر نگاه می کردیم.حضرت علی اکبر از خاندان والا بدنیا آمد عضوی پاک و طاهر از حزب خدا و نیروی الهی در زمین بودند و از صفات نیکوی خاندان و اجدادش بهره ای کامل داشت چنانچه شاعر در دو بیت زیر وصف می نماید:
فی بأس حمزة فی شجاعة حیدر
بإبا الحسین و فی مهابة آحمد
و تراه فی خلق و طیب خلائق
و بلیــغ نـطق کـالنبی محمـد
در شدت و سختی چون حمزه و در دلاوری و شجاعت چون امیرالمؤمنین و در ابا و خوشیتنداری چون حسین و در مهابت و بزرگی چون رسول خدا. او را در خلق و خلق پسندیده و کلام بلیغ همچون پیامبر اکرم محمد صلی الله علیه و آله می بینی.حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام تنها پدر ایشان نبود بلکه حسین علیه السلام دریائی بود که ثروت زیاد علم و حکمت و بزرگی را از جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله که مدینه العلم بود و پدرشان که باب مدینه العلم بود ارث برده بود و از چشمه جوشان آن علم به فرزندانش نوشانده بود. حضرت علی اکبر بسیار مهربان و فروتن بر مومنین بود و در برابر دشمنان چون شیر ، غرنده بود. علی اکبر در تمامی خلق و خوی خود پشت سر پدرش گام می نهاد.
مادر بزرگوار علی اکبر:
مادر بزرگوار ایشان لیلی ثقفیه بود که از عربهای اصیل بود که نسبشان به نبی ثقیف که در بین عربها بسیار مشهور است می رسد. این بانوی مکرمه در جوار زنان اهل بیت زندگی نمود و از ایمان و پرهیزگاری خاندان رسول الله بهره مند شد ودر اوج کمال فرزندی از ایشان بدنیا آمد که شبیه ترین افراد به رسول خدا بود. در مدینه النبی متولد شد در حالی که عثمان بر سر کار بود. برخی معتقدند دوسال قبل از خلافت عثمان بوده است.

اوصاف و صفات:
آل رسول صلی الله علیه و آله از صفات و خصائص نیکوئی برخوردارند که بر همگان آشکار است. در این میان علی اکبر علیه السلام بدلیل اینکه ویژگی « أشبه الناس برسول الله » از جایگاهی ویژه برخوردار است تا جائی که مردم مدینه هنگامی ایشان را دیدند به یاد رسول الله صلی الله علیه و آله و مشتاق ایشان میشدند.

همدوش با رسول خدا :
برخی از اوصاف ظاهری رسول اکرم صلی الله علیه و آله عبارتند از:وجه رسول خدا چون ماه شب چهارده بود ، قامتی بلند داشتند، موهای بلند نه مجعد و نه نرم، سفید روی، پیشانی بلند، ابروهای بلند و کشیده و پیوسته، بینی متوسط، محاسن ایشان پرپشت و انبوه و گونه های ایشان کم گوشت، دهانی وسیع و دندانهائی براق، شکمی متوسط، در نگاه با حیا بود و بیشتر به زمین نگاه می افکند و سبقت در سلام داشت.اینها برخی از اوصاف ظاهری و رفتاری رسول خدا بود که در فرزند ایشان حضرت علی اکبر نیز وجود داشت تا جائی که دشمن بیم برگشتن ایشان را داشت و این نه به خاطر اینکه ایشان فرزند رسول خداست بلکه به خاطر شباهت ظاهری و باطنی ایشان به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. آمده است که هنگامی که ایشان وارد در معرکه کربلا شدند کسی حاضر به مقابله ایشان نشد چرا که ایشان شبیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و در شجاعت چون علی بن ابیطالب علی السلام بودند.

اشتیاق مردم مدینه
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه وارد شدند مدینه به نور ایشان مزین شد و ایشان در آن جا زندگی نمودند تا زمانی که رحلت فرمودند. در این زمان چون حسنین علیهماالسلام بسیار به جد خود شباهت داشتند مورد احترام و دلگرمی اهل مدینه و مسلمانان بودند. بعد از اینکه حضرت علی اکبر علیه السلام متولد شدند و به عنوان جوانی هاشمی و محمدی در جامعه حاضر شدند به دلیل شباهت ایشان با رسول الله صلی الله علیه و آله مردم مشتاق ایشان شدند و هرگاه دلتنگ رسول خدا صلی الله علیه و آله می شدند به زیارت علی اکبر علیه السلام می رسیدند تا جائی که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می فرماید هرگاه من مشتاق دیدار جدم رسول الله صلی الله علیه و آله می شدم به فرزندم علی اکبر نظر می افکندم.روایت شده است که امام حسین علیه السلام خانه ای مستقل برای ایشان تهیه نمود و کسانی که مشتاق زیارت ایشان بودند به دیدار ایشان می آمدند و از جود و کرم ایشان بهره مند می شدند و برخی در ضیافت حضرت بودند و این خانه محلی فرهنگی برای ورود فقراء و طبقات مختلف مسلمانان بود. حضرت علی اکبر علیه السلام بسیار حریص و مشتاق بر بخشش و کرم بودند بطوری که آتشی بر مکانی بلند تهیه می نمودند و این آتش بر ضیافتخانه و مهمانسرا دلالت می کرد تا اینکه فقراء و غریبان از آنجا اطلاع پیدا کنند و به آنجا بیایند. تمامی این فضیلتها گذشت تا زمانی که در عرصه کربلا در راه دین جانفشانی نمودند تا بعنوان اولین شهید کربلا در تاریخ به ثبت رسید . حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در رثای فرزندش پس از شهادت می فرماید:اللهم أشهد علی هولاء القوم، فقد برز الیهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و مظقا برسولک محمد صلی الله علیه و آلهو کنا إذا استقنا الی وجه رسولک نظرنا الی وجهه ... خدایا شاهد بر این قوم باش که جوانی که شبیه ترین فرد در خلق و خلقت و کلام به رسولت بود و ما هنگامی که مشتاق دیدار روی رسول الله صلی الله علیه و آله به صورت علی اکبر علیه السلام نگاه می کردیم .... خدایا برکات زمین را از ایشان بگیر و جمع ایشان را از هم متفرق کن و پیوندشان را بگسلان...

سخنان امام پیرامون حضرت علی اکبر علیه السلام
امام حسین علیه السلام هنگامی که بر سر مشهد ایشان حاضر شدند فرمودند: قتل الله قوما قتلوک ..... خدا بکشد کسانی که تو را شهید کردند چه چیز آنها را بر خدای مهربان جری و نا سپاس کرد و بر حریم رسول خدا صلی الله علیه و آله تاختند سپس دیدگان حضرت پر از اشک گردید و فرمود: بعد از تو ننگ بر دنیا باد. امام صادق علیه السلام در زیارت حضرت علی اکبر علیه السلام می فرماید:
السلام عیک یا ابن رسول الله السلام علیک یابن امیرالمؤمنین السلام علیک یابن الحسین، السلام علیک یابن خدیجة الکبری و فاطمه الزهراء صلی الله علیه و آله علیک – ثلاثا – لعن الله من قتلک – ثلاثا – أنا إلی الله منهم بری ء حضرت مهدی سلام الله علیه در زیارت ناحیه می فرماید:السلام علیک یا أول قتیل، من نسل خیر سلیل من سلالة ابراهیم الخلیل صلی الله علیک و علی أبیک سلام بر تو ای که اول شهید بودی از بهترین خاندان از نسل ابراهیم خلیل الله سلام بر تو و بر پدرت.
مزار مبارک:
در روز سیزدهم محرم بنی اسد به کربلا آمدند تا اجساد پاک شهداء را به خاک بسپارند قبل از اینکه کاری کنند امام سجاد علیه السلام تشریف آوردند و این کار را به پایان رسانیدند و برادرشان علی اکبر را در نزد و پایین پاهای پدربزرگوارشان دفن نمودند. شیخ جعفر شوشتری می گوید: همانگونه که در روایت است هنگام نگاه به قبر علی اکبر در پایین پاهای أباعبدالله الحسین و نگاه بر قبر ایشان قلب انسان می شکند. 


              منبع: پایگاه راسخون


برچسب‌ها: حضرت علی اکبر, علیه السلام
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392ساعت 19:0  توسط حسین جاهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام و رحمت الله





آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.

شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.

گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.

شیخ پیش او رفت و سلام کرد.

بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟

عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟

عرض کرد: آری..

بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟

عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم،

به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم

و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟

در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.

خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید: چه کسی هستی؟

جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.

بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟

عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم

خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند

دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی. سپس برخاست و برفت.

مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟

جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.

باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟

تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟

عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم

پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید دامنش را بگرفت و گفت:

ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.



بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است

و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.



و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد.

پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.



و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد هیچ بشری نباشد.



برچسب‌ها: حضرت استاد حجت الاسلام و المسلمين هاديان شيرازي, بهلول
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 18:31  توسط حسین جاهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و رحمت الله




حضرت آیت الله العظمی شیخ جعفر سبحانی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، معظم له  (21فروردین) در پایان درس خارج اصول خود که در مسجد اعظم برگزار شد، با اشاره به شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) اظهارداشتند: کاری که حضرت زهرا (س) انجام دادند هیچ کدام از ائمه اهل بیت(ع) موفق به انجام آن نشدند.

ایشان با بیان اینکه حضرت زهرا (س) تشیع را تثبیت کردند، افزودند: بعداز رحلت نبی مکرم اسلام ، صحابه رسول اکرم(ص) به چند گروه تقسیم شدند که گروهی ، در زمره و ردیف خلفا ، گروه بی تفاوت و ساکتین که گاهی در این طرف بودند و گاهی در آن طرف و گروه سوم گروهی بودند دلسوز و معتقد به اهل بیت(ع) که شرایط، اجازه همراهی با اهل بیت(ع) را به آنها نمی داد.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم، با بیان این که تصور اتمام کار بعد ازسقیفه را نباید کسی در سر داشته باشد ادامه دادند: این تصور درست نیست که بعد از سقیفه کار تمام شد ، بلکه بعد از این جریان ،شهر مدینه را به پادگان نظامی تبدیل شد.

این مرجع تقلید تصریح کردند :اهل سقیفه قبیله بنی اسلم را برای سرکوبی مردم و اعتراضات وارد مدینه کردند و مردم و معترضین را سرکوب می کردند که کسی حکومت و خلافت خلفا را مورد سئوال قرار ندهد.

حضرت آیت الله سبحانی گفتند : دخت نبی گرامی اسلام از آنجایی که مقام بالای داشتند با اعتراض به خلفا آنها را از مشروعیت انداختند .

این استاد برجسته حوزه علمیه قم گفتند: حکومت اینها واقعی نبود و این خط، خط انحرافی بیش نیست تنها خط حق و واقعی تشیع بدست حضرت زهرا(س)به تثبیت رسید .

این مرجع تقلید تاکید کردند : همه باید در مراسم عزاداری و سوگواری حضرت زهرا(س) شرکت فعال داشته باشند.


برچسب‌ها: حضرت آیت الله العظمی شیخ جعفر سبحانی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 22:42  توسط حسین جاهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و رحمت الله


وهابیان برای انحراف اذهان عمومی اقدام به شایعه پراکنی میکنند :

به گزارش مشرق به نقل از فارس، وهابیان برای انحراف اذهان عمومی از قبح تخریب حرم ائمه بقیع(ع) و یافتن توجیهی بر تأخیرشان نسبت به تخریب گنبد و بارگاه پیامبر(ص) ادعا می کنند، زایده ای که روی گنبد مسجد النبی(ص) وجود دارد، شخصی است که تصمیم داشته با مواد منفجره گنبد سبز مسجد را منهدم کند، اما خداوند نخواسته چنین اتفاقی رخ دهد و او را مسخ کرده و در همان هنگام صاعقه ای از آسمان نازل کرده و او را به گنبد چسبانده و چون پیکر او از گنبد جدا نمی شده با پوششی او را در همان جا دفن کرده اند!



هدف از جعل این خرافه آن است که چنین به مردم القا کنند که وجود گنبد و بارگاه بر قبور امامان شیعه در بقیع کار درست و خوبی نبوده و به همین دلیل به هنگام تخریب آن مکان، هیچ اتفاقی نیفتاده و معجزه ای هم به وقوع نپیوسته، اما از آن جا که حفظ گنبد و بارگاه حرم رسول خدا(ص) موضوعی استثنایی و موردنظر خداوند بوده، چنین اتفاقی افتاده است.جالب تر این که چون گروهی از شیعیان از ساخت این خرافه توسط وهابیان و نیت پشت پرده آنان آگاهی ندارند و به سادگی این داستان را می پذیرند، آنان همه شیعیان را خرافی و ساده لوح معرفی می کنند.


برگفته شده از سایت مجمع رضوان

برچسب‌ها: وهابیت
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 18:30  توسط حسین جاهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و رحمت الله



حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب شیرازی ( مدظله العالی )



ذکری از حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب شیرازی ( مدظله العالی ) جهت ازدیاد رزق و روزی و ادای قرض که حضرت ایشان در پاسخ به شخصی که اینچنین سؤالی را پرسیدند :

پرسش :

اینجانب مشکلات مالی دارم ومقروض هستم از شما خواهشمندم دعای که برای رزق و روزی موثر است به من یاد دهید با تشکر.


این دستور العمل را آموزش فرمودند :


پاسخ :

همزمان با سعی و تلاش جهت کسب روزی حلال و توکل به خدای متعال، این دعا را بخوانید که از پیامبر اکرم (ص) منقول است:
يا رازِقَ الْمُقِلّينَ وَ يا راحِمَ الْمَساكينَ وَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ وَ يا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَارْزُقْنى وَ عافِنى وَ اكْفِنى ما اَهَمَّنى


منبع : سایت دفتر حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب شیرازی ( مدظله العالی )


برچسب‌ها: حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب شیرازی, مدظله العالی
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1392ساعت 14:55  توسط حسین جاهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و رحمت الله


مطلب درج شده از حضرت استاد حاج آقای احدی که از متلمذین محضر قطب العارفین حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت ( ره ) هستند میباشد ، که با بیانی شیوا و روان مطالب دقیق عرفانی را از سمع و نظر ما میگذرانند .







خداوند می فرماید: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿۲﴾ وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ »[۱] ( هر کس پارسائی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جائی که گمان ندارد روزی می دهد. ) داستان زیرا این آیه را بیشتر توضیح می دهد:

مردی از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود. و بسیاری اوقات از بیکاری رنج می برد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله می رفتی و از او درخواست کمک می نمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول الله صلی الله علیه و آله رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: « من سألنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله » هر کس از ما کمک بخواند، ما به او یاری می کنیم ولی اگر نیازی بورزد دو دست حاجت پیش مخلوق دراز نکند، خداوند او را بی نیاز می کند. او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد زن گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله هم بشر است و از حال تو خبر ندارد. او را به وضع زندگی نکبت بار و پرمشقت خود آگاه کن!

مرد ناچار برای بار دوّم به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رفت اما قبل از این که حرفی بزند، پیامبر صلی الله علیه و آله همان سخن قبلی را تکرار کرد. باز هم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولی چون خود را همچنان در چنگال فقر و بیکاری، ضعیف و ناتوان می دید، برای سوّمین بار با همان نیت به مجلس رسول اکرم صلی الله علیه و آله رفت. باز هم لب های پیامبر صلی الله علیه و آله به حرکت در آمد و همان جمله را تکرار کرد. این بار اطمینان بیشتری در قلب خود احساس نمود، حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد، با قدم های مطمئن تری راه می رفت، با خود فکر می کرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه می کنم و از نیرو و استعدادی که در وجودم به ودیعت نهاده شده است، بهره می گیریم و از او می خواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از دیگران بی نیاز سازد. با این نیت، تیشه ای عاریه گرفت و به جانب صحرا رفت آن روز مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و شتر و غلامانی شد. وی در اثر تلاش و کوشش شبانه روزی، یکی از افراد ثروتمند گردید. روزی به محضر پیامبر آمده و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روز فلاکت بار به محضر آن بزرگوار آمده بود و چگونه سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وی را به تحرک و کار واداشت.

پیامبر فرمود: من که به تو گفتم، هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می کنیم ولی اگر بی نیازی بورزد،

خدایش او را کمک خواهد نمود.[۲]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- سوره طلاق، آیه ۲و۳

۲- اصول کافی، باب القناعه، حدیث۷، داستان راستان، شهید مطهری، ص۲۹و۲۸


برچسب‌ها: استاد احدی»
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 13:7  توسط حسین جاهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم






حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)

به گزارش خبرگزاری حوزه مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت (ره) در گفتاری با طرح این سوال که آیا می‌شود بدون دست کشیدن از زندگی اجتماعی و صنعت و حرفه خود در دنیا خود را در محضر خدا ببیند، این‌گونه فرموده‌اند:

آيا مى شود كار ما درست شود و به مقام كمال و معرفت برسيم بدون اين كه از دنيا و از زندگى اجتماعى و از صنعت و حرفه ى خود دست برداريم و به غارها و بيابان ها برويم و هميشه در آنجا با عزلت و كناره گيرى از مردم و جامعه مشغول به عبادات معهوده و اوراد و ادعيه مأثوره باشيم؟

هر چند از آيه ى شريفه ى «وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَـهَا عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَآءَ رِضْوَ نِ اللَّهِ» (1)؛ (و رهبانيّتى را كه آنان نوآورى نمودند، ما بر آنها ننوشته و واجب ننموده بوديم، مگر براى نيل به خشنودى خدا.) اجمالاً استفاده مى شود خدا از رهبانيّت راضى است. انسان تا زمانى كه به يك شغل اجتماعى مشغول است نمى تواند به عبادات و ادعيه و... مشغول باشد. آيا راه اين است كه مستغنى شود و خلوت كند و مشغول عبادت و تذكّر باشد، و يا اين كه:

«كُنْ فِى النّاسِ وَ لاتَكُنْ مَعَهُمْ. » اين مضمون در كلمات علىّ ـ عليه السّلام ـ هنگام وفات، و نيز در سفارش آن حضرت به كميل ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ و ديگر فرموده هاى ايشان آمده است. (2)

در ميان مردم باش و با آنها مباش. آيا با وجود اشتغالات اجتماعى مى توان عبادات، از قبيل قرائت قرآن و نماز و... را كه حدّى ندارد، انجام داد؟! البتّه بوده اند كسانى كه در شبانه روز يك ختم قرآن مى كردند. آيا چيزى هست كه جايگزين اشتغالات سنگينى كه اهل رياضت انجام مى دهند بشود، اشتغالاتى كه با بودن در اجتماع جمع نمى شود، مگر اين كه انسان از اجتماع كناره بگيرد و از لوازم زندگى اجتماعى مانند ازدواج و رسيدگى به افراد واجب النّفقه شانه خالى كند؟! گذشته از اين كه اساسا كار مشكلى است انسان بتواند اموالش را در زمان حيات بين اهل و عيالش تقسيم كند و از اجتماع كناره بگيرد، آيا اصلاً اين كار جايز است يا خير؟! زيرا شايد موجب ترك واجبات شود.

در هر حال، آيا راهى وجود دارد كه انسان بتواند به سبب آن ترك دنيا نكند و با اين حال از سخط و خشم خدا مأمون و به رضاى خدا مطمئن باشد، و نتيجه ى كار راهبان تارك دنيا، يعنى «ابتغاءَ رِضْوَ نِ اللَّهِ» (3) را حايز گردد؟ يعنى نظير كسانى باشد كه رهبانيّت ندارند و در اجتماع هستند و فقط مندوبات و مستحبّات عادى را انجام مى دهند، ولى نتيجه ى كارهاى طولانى و دشوار آنها را حايزاند؟ آيا چنين چيزى امكان دارد؟ آيا اين گونه راه بدون تحمّل كارهاى سنگين اهل رياضت وجود دارد؟ زيرا بعضى از علماى بسيار بزرگوار بوده اند كه در اجتماع بوده اند و به درس هاى متعارف حوزه از قبيل بحث، مطالعه و... اشتغال داشته اند، و با اين حال اگر مقامات بيشترى از ديگران نداشته باشند، حدّاقل كم نداشته اند، يعنى اعلميّتشان از ديگران كالمُسلَّم، و مقاماتشان بسيار بسيار عالى بوده است. خيال نشود كه در درس ها شركت نمى كردند و يا درس نمى گفتند، بلكه قطع داريم كه بيش از ديگران مشغول بوده اند و از كراماتى كه از آنها صادر و بعد از حياتشان آشكار شده، براى ما قطع حاصل مى شود كه داراى مقامات عاليه بوده اند . براى نمونه كراماتى از شيخ انصارى ـ رحمه اللّه ـ نقل شده كه در زمان حياتش به آنها معروف نبوده اند. ذكر مرحوم شيخ ـ رحمه اللّه ـ براى نمونه است وگرنه الى ما شا اللّه از علما بوده اند كه داراى كمالات علمى و عملى بوده اند و با اين وجود در فقه و اصول نيز بر ديگران تقدّم داشته اند، صاحب مستدرك حاجى نورى ـ رحمه اللّه ـ عدّه اى را نام برده و شايد شهيد ثانى ـ رحمه اللّه ـ هم از آنها باشد كه داراى مقامات عاليه معنويه بوده و در عين حال در علميّات هم قوى بوده اند و اقامه ى جماعت مى كرده اند و در ميان جامعه بوده و با مردم هم سر و كار داشته اند.

پاسخ اين كه: خيال مى كنيم در اين مطلب جاى شكّ نيست كه اگر انسان بدان موفّق باشد براى او كافى است و تمام مطالب و نتايج رياضات شاقّه و دشوار را دارد. و آن اين است كه انسان خود را در محضر خدا ببيند و خدا را در همه ى احوال مطّلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه ى كارها و احوال خود ناظر بداند. خدا مى داند اين حالت مراقبه و توجّه، چه تأثيراتى در روح انسان و در تحصيل علم و معرفت دارد!

-

پی‌نوشت‌ها:

1.سوره حديد، آيه ى 27.

2.ر.ك: بحار الانوار، ج 75، ص 98؛ امالى طوسى، ص 7؛ امالى مفيد، ص 220؛ بشارة المصطفى، ص 26؛ تحف العقول، ص 171؛ غرر الحكم، ص 145؛ كشف الغمّة، ج 1، ص 535، 567.

3.سوره حديد، آيه ى 27.


برگرفته شده از سایت 

برچسب‌ها: آیت الله بهجت
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 10:56  توسط حسین جاهدی  | 

 

                                          بسم الله الرحمن الرحیم
                                            سلام و رحمت الله

حضرت امام عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در کلام حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسن وحید خراسانی ( مد ظله العالی)

      تویی پشت و پناه اهل عالم                                                تویی تاج سر اولاد آدم   
      تویی چشم و چراغ آفرینش                                                 به تو خرم بهار دین و دانش
      تو معصوم از هوی و از خطایی                                             امین الله در ارض و سمایی
      تویی گنجینه اسرار توحید                                                   تویی بالاتر از تعریف و تمجید
                                                .................................   

سعی کنید حتما بعد از نماز صبح دعای عهد را بخوانید که آخر مفاتیح است. آن دعا توسل به ولیّ عصر است. امام زمان شماها را کمک می کند. هر روز هم ترک نکنید. روز یا شب یک قسمت قرآن را بخوانید. نصف جزء، یک جزء، هرچه بیشتر بهتر، آن را هم هدیه کنید به خود امام زمان. خواه ناخواه ممکن نیست دست شما را نگیرد. تقدیم به او بکنی آیا ممکن است او چشم از تو بردارد؟

.........................

... به دیگران هم سفارش کنید، نماز صبح را که خواندید، یازده بار سوره (قل هو الله احد) را بخوانید، وقت خواب هم یازده بار این سوره را بخوانید، بین روز هم که بیکارید، راه می روید، این سوره را بخوانید، شما جوانها از حالا شروع کنید، بعد روحتان می شود اکسیر احمر، یک روز می بینی شب شده، صد تا سوره (قل هو الله احد) خواندی، آن وقت این صد تا سوره چه می کند؟ اولا: به حکم روایات متعدده هم از طرق عامه، هم از طرق خاصه، قرائت یک سوره (قل هو الله احد) ثلث تورات، ثلث انجیل، ثلث زبور، ثلث قرآن، حساب می شود، آن وقت سه سوره که خواندی، خدا به رحمت واسعه اش اجر تورات و انجیل و زبور و قرآن را به تو می دهد، این سوره را بخوانید، شروع کنید از امروز، همه را هم هدیه به امام زمان کنید، آن هدیه به امام زمان اثرش این است، که این سوره دیگر رد نمی شود.


برچسب‌ها: آیت الله وحید خراسانی, امام عصر, عج, دعای عهد
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 22:10  توسط حسین جاهدی  |